سریال و تلویزیوننقد و یادداشتهمه مطالب

درباره سریال ” خانم میزل شگفت انگیز”

فیلمروز گزارش می دهد : وقتی جک گولد، منتقد تلویزیونی نیویورک تایمز از تماشای یکی از استندآپ کمدی های جونریورز به خانه اش باز می گشت، در ریویوی شتاب زده ای نوشت: «او بامزه ترین زن زنده جهان است». داستان سریال «خانم میزل شگفت انگیز» هم داستان یکی از بامزه ترین زنان جهان و شبیه به جون ریورز است که در نیویورک اواخر دهه ۵۰ در آمریکای ملتهبی می زیست که مملو از عجایب و دسیسه ها بود؛ جان کندی قصد داشت رئیس جمهور شود، غوغای زیبایی آمریکایی متاثر از ظهور مریلین مونرو گریبان مردان آمریکایی را گرفته بود و زنان به آرامی از آشپزخانه های شان در آمده بودند و پی دفتر و دستک های جدیدی در وال استریت می گشتند. این آمریکای تب زده، کالبد حاضر و آماده ای برای رسواگری و طنازی بود و چه چیزی بهتر از طنز یا شخص طناز می توانست از عهده این رسوایی ها و توطئه ها بربیاید؟
خانم میزل شگفت انگیز
  • طراح: ایمی شرمن پالادینو
  • کارگردانان: ایمی شرمن و دنیل پالادینو و اسکات الیس
  • فیلمبرداران: اریک موینیر و دیوید مولن
  • آهنگسازان: اریک گورفین و سم فیلیپس
  • بازیگران: ریچل بروزناهان، مایکل زگان، الکس بورستاین، مارین هینگل
  • فصل اول، هشت قسمت ۴۶ تا ۶۱ دقیقه ای
  • برنده گلدن گلوب بهترین سریال و بهترین بازیگر زن کمدی یا موزیکال
 خانم میزل شگفت انگیز؛ بازیگر استندآپ کمدین بی رقیب

میج میزل هم در «خانم میزل شگفت انگیز» زن خانه داری است که در نیویورک ۱۹۵۸، و غرق در انبوهی از جاذبه های رنگارنگ، عطرهای فریبنده و ساکن یک خانه رؤیایی که ناگهان با اعتراف غیرمنتظره همسرش جوئل از خواب خرگوشی اش بیدار می شود: جوئل دل بسته پنی پن منشی دفترش شده و می خواهد به زندگی مشترک شان خاتمه دهد.

میزل که از ترک ناگهانی جوئل و حقارتی که گریبانش را گرفته به تنگ آمده، به کافه «گس لایت» می رود و در نمایشی فی البداهه، شروع به روایت سرگرم کننده ای از داستان های زندگی اش می کند. پلیس بی اعتنا به خنده و خوشی حضار، میزل را از صحنه پایین می آورد و به جرم قانون شکنی دستگیر و روانه بازداشتگاه می کند. اما ماشین پلیس، مهمان دیگری هم دارد: لنی بروس، یکی از مشهورترین استندآپ کمدین های آن دوران.

ملاقات میزل و لنی، این بانوی خانه دار را ترغیب می کند تا «خندیدن» و «استندآپ کمدی» را جدی تر بگیرد. در واقعیت و خارج از جهان داستانی هم ملاقات جون ریورز (به قول جک گولد همان بامزه ترین زن زنده جهان) و لنی بروس نقطه عطفی در آینده شغلی ریورز محسوب می شد. چون ریورز در محله بروکلین به دنیا آمده بود و پدر و مادری روس و یهودی داشت که بعدها تاثیر بسزایی در ایجاد سبک شخصی ریورز داشتند. شخصیت اصلی «خانم میزل شگفت انگیز» هم پدر و مادری مذهبی دارد و علی رغم اصرار پدرش برای انتخاب یک رشته دانشگاهی نان و آب دار، ادبیات روسی خوانده که به هیچ کاری اش نیامده است.

ملاقات ریورز با لنی بروس درس های زیادی به ریورز آموخت، بروس یکی از پیشروترین کمدین های آمریکایی در دهه های ۵۰ و ۶۰ میلادی مبود که مسیر صعب کمدی و طنز را برای بسیاری از کمدین های آینده هموار کرد. در همه پرسی مجله «رولینگ استونز» درباره بهترین کمدین همه دوران، هالنی بروس و جونریورز به ترتیب در جایگاه سوم و ششم این فهرست پنجاه تایی قرار گرفتند.

خانم میزل شگفت انگیز؛ بازیگر استندآپ کمدین بی رقیب
«ریچل بروزناهان»

لنی بروس (همانند میزل) بارها در طول استندآپ کمدی هایش به بهانه ادای کلمات غیر منتظره یا اشاره به آنها دستگیر شد و به دادگاه رفت. شیوه نمایش های بروس، تاثیر شگرفی بر جون ریورز گذاشت و به او کمک کرد تا سبک شخصی اش را با پشتوانه تجربیات بروس تثبیت کند. در یک کلام می توان سبک ریورز را در طنز تلخی خلاصه کرد که دو طعمه مهم اما آماده داشت: سیاستمداران یا مشاهیر و از آنها مهم تر خودش. سبک شخصی ریورز با چنین ترفند و ایثاری شکل گرفت که او خودش را قربانی می کرد. در مقابل چشم های وحشت زده یا مشتاق تماشاگرانش، خودش را به شوخی و استهزا می گرفت و در بدترین زخم هایش انگشت می کرد و حضار را می خنداند.

طنز رسواگرانه ریورز زندگی اش، چهره اش و حتی فرهنگ و محله هایی را که در آنها زندگی می کرد هدف قرار می داد؛ فرهنگی که از زنان آمریکایی می خواست زیبا و پر زرق و برق باشند اما از زنان یهودی علاوه بر اینها تقاضای دینداری هم می کرد.

این جدال مکرر، در نمایش ها و اجراهای ریورز دیده و برجسته شده است. نخستین همسر ریورز، پسر تاجر پارچه و پوشاک بود که شش ماه پس از ازدواجش از او جدا شد. همسر میزل نیز، پسر تاجر پوشاک مویشی نامی است که در ضیافت های خانوادگی از روایت همیشه تکراری اش چشم پوشی نمی کند. او مدعی است سیزده تن از هم مسلکانش را از هولوکاست نجات داده. بماند که پدر میزل، ایب نظر دیگری دارد و معتقد است مویشی به این بهانه برای کارگاه خیاطی اش کارگر مجانی آورده و آنها را به بیگاری گرفته است.

تیزبینی میزل به او کمک می کند تا موضوعی را برای نمایش هایش انتخاب کند که به خوبی زیر و بم آن را می داند؛ یعنی خودش. درست است که همه تماشاگران سختگیر میزل از نبوغ او شگفت زده شده اند اما میزل نبوغی در خودش سراغ ندارد. او سال ها با چیزهایی زندگی می کرده که حالا تماشاگرانش با شنیدن آنها از خنده روده بر می شوند. اما نبوغ فروتنانه میزل در این است که سعی می کند خودش باشد و از دست انداختن شخصیتش نترسد.

ممکن است خود ساده و فروتن میزل، پشت پرده ای از ظاهرسازی پنهان شده باشد اما هنر و نبوغ او، کنار زدن نقاب هایی است که به نام فرهنگ آمریکایی، اشرافیگری، نوگرایی یا هویت و سنت بر چهره اش (و چهره همه آمریکایی ها) دیده می شود. اما پذیرفتن «خود» برای میزل کمی زمان بر است؛ او زن خانه داری است که از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده نمی کند، شاغل نیست و دل بستگی هایش محدود به ذائقه و دوست داشتن ها و نداشتن های همسرش جوئل بوده.

 خانم میزل شگفت انگیز؛ بازیگر استندآپ کمدین بی رقیب
«ریچل بروزناهان» و «ایمی شرمن پالادینو» در پشت صحنه «خانم میزل شگفت انگیز»

کمدی، میزل را به خودش می شناساند؛ و مگر نه این که شناخت خویشتن یا دیگری از راه استهزا، یکی از کلیدی ترین خاصیت های طنز یا کمدی است که برای قرن ها سقراط و کسانی چون سروانتس و امثالهم قرقره کرده اند. برای میزل، شروع کمدی با شناخت خودش همراه شده؛ حالا که همسرش او را ترک کرده، به شغل نیاز دارد و در فروشگاهی مشغول می شود و از لابلای پرهای قو بیرون می آید. کمدی میزل از طریق درد و رنجی که وابسته آن است، بازگو می شود و می خنداند. برآشفتگی دیوانه وار میزل هم برای او شفابخش است و دردهایش را التیام می دهد.

وقتی میزل برای اولین بار گیج و گنگ روی صحنه می رود، از بابت بی وفایی جوئل تحقیر شده و آسیب دیده است. روی صحنه دو راه بیشتر ندارد: تراژدی یا کمدی؟ اشک دربیاورد و بسوزاند یا بخنداند؟ و معلوم است که میزل سراغ کدام درمان می رود. کاری که میزل می کند شباهت تمام و کمالی به جلسات معتادان گمنام دارد که آدم ها در مقابل یکدیگر اعتراف می کنند، سنت اعترافی که در غرب ریشه دارد (منظورم اتاقک اعتراف کاتولیک هاست) بخشی از میراثی است که می تواند یاریگر میزل در اجراهایش باشد و البته که میراث کاملی نیست.

این طنز است که میراث میزل را کامل می کند. میزل با طنزش مخل آسایش فرهنگ مسلط می شود؛ دایره بی انتهایی که شامل همسر ظاهرا ایده آل، جامعه و انواع و اقسام قدرت ها می شود. این طنز عنان گسیخته و عصبانی از میان د ندان های به هم فشرده زنی بیرون می آید که جامعه پیرامونش ترجیح می دهد «احمق زیبا» باشد تا «بامزه عصبانی»!

اپیزود پایانی فصل اول سریال «خانم میزل شگفت انگیز» با تصمیم میزل به پایان می رسد. زنی که تا آن زمان برای مراقبت از خانواده و بچه هایش با اسامی مستعار روی صحنه ظاهرشده و حالا که نوبت به بهترین اجرایش رسیده تصمیم دیگری می گیرد و در پایان اجرا با خیال راحت می گوید: «اثری از خانم میزل».

ایمی شرمن پالادینو، خالق سریال، از ویژگی های این کمدی دهه پنجاهی می گوید

اهل خانه نشینی نیستم
ایمی شرمن پالادینو حسابی خسته است و تلاشی برای پنهان کردنش نمی کند. با شوخی می گوید: «امروز حتما دچار فروپاشی عصبی می شم. درست ساعت سه!» او و شوهرش برای صحبت درباره سریال «خانم میزل شگفت انگیز» به لندن آمده اند. این روزها فقط اسم شرمن پالادینو کافی است تا لشکری از بینندگان پای تلویزیون بنشینند. طرفداران از هر اپیزود سریال هایش کلی جزئیات بیرون می کشند. نمونه اش سریال «دختران گیلمور» با دیالوگ های تند و تیز و سریع و ارجاعاتش به فرهنگ پاپ و شخصیت های زن کاملا ملموس که با کهن الگوهایی که می شناسیم به کلی تفاوت دارد. سریال هایی که بازیگرانش را مثل الکسی بلدل به ستاره تبدیل می کند اما جالب است که پروژه جدید شرمن پالادینو، «خانم میزل شگفت انگیز»، در حالی با حمایت شرکت آمازون کلید خورده که ایده کامل و از پیش تعیین شده ای برایش وجود نداشته است.
 خانم میزل شگفت انگیز؛ بازیگر استندآپ کمدین بی رقیب
«ایمی شرمن پالادینو» و «دنیل پالادینو»

خود شرمن پالادینو توضیح می دهد که «با رفقای شرکت آمازون در اتاقی نشسته بودیم و گپ می زدیم و آنها داشتند می پرسیدند برای کار بعدی چه نقشه ای داری. ایده یک زن خانه دار دهه پنجاهی که کارش به اجرای استندآپ در کافه گرینویچ ویلج می کشید همین طوری به ذهنم رسید و آنها هم گفتند عالیه، برو بنویسش.» با این حال ایده خیلی هم همین طوری به ذهن شرمن پالادینو نرسیده.

پای او به خاطر پدر کمدین اش «دان شرمن» و مادر رقصنده اش «می بین هِوز» به صنعت سرگرمی باز شده. دنیای خودش هم می توانسته دستمایه یک استندآپ کمدین در کلوپ های تیره و تار شود. یادش می آید که «پدرم کمدینی بود که هیچ وقت از صحنه پایین نمی آمد. همیشه چه وقتی صبح از خواب بیدار می شد و چه وقتی با او برای شام بیرون می رفتید. کاملا سرگرم کننده بود.»

شرمن پالادینو و همسرش همیشه خودشان را کاملا وقف کار می کنند. با هم به ایده ها سر و شکل می دهند، کلماتی را که می نویسند به دقت انتخاب می کنند، وظایف کارگردانی را بین خودشان تقسیم می کنند و هر دو تهیه کنندگی را بر عهده می گیرند اما در ساعت های کاری خیلی کنار هم نمی پلکند چون معمولا وقتی یکی مشغول کارگردانی یا تدوین اپیزود تازه است، آن یکی خودش را مشغول نوشتن اپیزود بعدی کرده است.

پالادینو در این مورد می گوید: «روال کارمان این طوری است که قصه های مان را با گروه کوچکی از نویسندگان پیش می بریم. گاهی اوقات در طول صبحانه یا آخر هفته ها، به یک ایده می رسیم و آن را روی کاغذ می آوریم. بعد یکی از ما مسئول نوشتن می شود و بعدش در مورد این که چه کسی کارگردانی اش کند کمی با هم بحث می کنیم، بحث هایی که گاهی خشن و خونین هم می شود!»

ممکن است آنها گاهی هم با محدودیت ها کنار بیایند اما آن طور که ریچل بروزناهان، ستاره سریال «خانم میزل شگفت انگیز» می گوید، از بازیگران و عوامل شان انتظار دارند که از جان و دل برای کار مایه بگذارند؛ موقعیتی که بروزناهان با خوشحالی از آن استقبال کرده است. او برای این سریال مجبور بوده کلی دیالوگ را هر هفته حفظ کند و آنها را به سریع ترین شکل ممکن به زبان بیاورد. عوامل پشت صحنه هم هر روز دو ساعت وقت می گذاشتند تا او را تبدیل به یک خانم میزل بی عیب و نقص کنند. شرمن پالادینو در مورد الکس بورستین، بازیگر نقش سوزی هم حرف های جالبی برای گفتن دارد: «شخصیت سوزی بر اساس آدمی واقعی نیست اما تا حدی متاثر از شخصیت سو منجرز است.»

اما نمی شود با زوج پالادینو بود و در مورد سریال محبوب «دختران گیلمور» نپرسید. ممکن است آنها باز هم به سراغ این سریال بروند؟ آقای پالادینو می گوید: «یک قرارداد با آمازون داریم اما قرار شده اگر ایده ای برای «دختران گیلمور» پیدا کنیم بتوانیم به سراغش برویم. برای مان خیلی جذاب است که بعد از سه – چهار سال دوباره سراغ یک سریال برویم و ببینیم با آن چه کار می شود کرد.»

اما آیا خانم و آقای پالادینو با این همه پرکاری توانسته اند در این سال ها به عنوان یک زوج کنار هم کار کنند؟ شرمن پالادینو می گوید: «نه! شنیده ام که می شود برای مدتی کار نکرد. شنیده ام که خانه نشینی هم می تواند لذت بخش باشد. شاید دسامبر امسال خودمان را مجبور کنیم دست از کار بکشیم. باید ببینیم چطور پیش می رود اما شنیده ام مرگ هم می تواند خیلی آدم را سر حال بیاورد!»

منبع : همشهری ۲۴
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن