سینمای جهاننقدهمه مطالب

فروپاشی جسم همچون زایش یک اثر هنری: نگاهی به فیلم ” خانه ای که جک ساخت” ساخته لارس فون تریر

 

سایت تحلیلی خبری فیلمروز/ کمال پورکاوه: حالا و با تماشای آخرین ساخته لارس فون تریر، کمال گرایی در پرداخت ایده های روایی و شخصیت سازیهای ناب سینمایی این اعجوبه سینما تمام نشدنی به نظر می رسد.” خانه ای که جک ساخت” با اتکا به جسارت همیشگی لارس فون تریر، آن چنان تصویر متفاوت و هولناکی از یک قاتل سریالی پیش روی مخاطب می گشاید که تمام مدت زمان ۱۵۰ دقیقه ای خود را تبدیل به مکاشفه ای نفس گیر میان ذهنیات و درونیات کاراکتر محوری فیلم و تماشاگر می نماید.به یاد نمی آورم که تاریخ سینمای جنایی تا به این حد به تصویر سازی شخصیت پیچیده یک قاتل و درگیریهای درونی او فارغ از کلیشه های رایج نزدیک شده باشد.

شاید تنها این لارس فون تریر باشد که بتواند میان عناصری چون دغدغه های روزمره یک قاتل سریالی، تئوریهای هنری، فلسفه و مذهب که بر روی کاغذ بی ربط به هم به نظر می رسند، چنان ارتباط ارگانیکی برقرار نماید که در برگردان سینمایی اش منطقی و دراماتیزه جلوه نماید.تصویر تکان دهنده چهره اوماتورمن در ماشین که به یک تابلو نقاشی کوبیسم در همان حالت دیزالو می شود، در کنار تئوریهایی که معماری گوتیک کلیساها را به چالش می کشد و ارتباطی که بین قتل ها و نظریات ساختار شکنانه ویلیام بلیک در هنر برقرار می سازد، از آن دست رویکردهای جسارت آمیزی است که ردپای آن را در آثار پیشین  لارس فون تریر همچون “ضد مسیح” و “نیمفومانیاک” نیز  می توان جستجو کرد.

فروپاشی جسم همچون زایش یک اثر هنری: نگاهی به فیلم " خانه ای که جک ساخت" ساخته لارس فون تریر
صحنه ای از فیلم خانه ای که جک ساخت به کارگردانی لارس فون تریر

 

فروپاشی جسم همچون زایش یک اثر هنری: نگاهی به فیلم " خانه ای که جک ساخت" ساخته لارس فون تریر
تابلوی نقاشی ” قایق دانته” اثر اوژن دولاکروا

در خانه ای که جک ساخت ، لارس فون تریر همچون داستان قابیل، با اولین قتل و احساس مبهم ناشی از آن می آغازد و با اتکا به کابرد مصالح و نمادها در زندگی انسان ، آلت اولین قتل را وسیله ای همنام با اسم قاتل ( جک ماشین) انتخاب میکند و در ادامه با تصویر سازی عجیب ترین و شگفت آور ترین بارش باران در تاریخ سینما که رد خونین دومین قتل جک را شسته و او را از ظن پلیس دور نگه میدارد، پای موهبت های الهی( شیطانی) را هم به تمایلات درونی قاتل باز می کند.اما شاید رادیکال ترین و جسورانه ترین ایده کارگردان دانمارکی را بتوان در بازسازی تابلوی مشهور “قایق دانته” اثر اوژن دلاکروا دانست که جک و ورج را در جایگاه دانته و ویرژیل در حال عبور از رودخانه پر تلاطم دوزخ نشان می دهد.رودخانه ای که آنها را از عمق تاریکی ابتدای فیلم به عمق سیاهی انتهایی آن هدایت میکند.

آخرین ساخته لارس فون تریر، یک امیدواری کامل به سینمای این روزها است. سینمایی که با اتکا به هم آمیزی ساختارهای نمایشی، مرزهای روایت در سینما را گسترش داده است. شاید اگر تا پیش از این به سینمایی اشاره می شد که تصاویر مستند جنگ و حیات وحش، انیمیشن کودکانه و تئوریهای فلسفی و هنری را با یک درام جنایی در هم آمیخته است ،تنها تصویر  شکل گرفته در ذهن مخاطب اثری آشفته و پراکنده گو به نظر می رسید. اما ” خانه ای که جک ساخت ”  همپای با دیگر ساخته های کارگردانش نشان می دهد که سینما چه ظرفیتهایی برای یک روایت مدرن و امروزی می تواند داشته باشد.

 

نوشته : کمال پورکاوه

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن