اخبارسینمای ایرانمصاحبهنقد و یادداشتهمه مطالب

مصاحبه اختصاصی فیلمروز با ناهید حسن زاده ، کارگردان فیلم “زمانی دیگر”

 

 

مصائب قربانیان تجاوز

سایت تحلیلی خبری فیلمروز: “زمانی دیگر ” ساخته ناهید حسن زاده با آن ایده غافلگیر کننده اش که پدری میانسال را بعد از رهایی از زندان ، در مواجهه ای تلخ و پر تنش با فرزند نامشروع دختر نوجوانش قرار داده است ، نشان از ظهور فیلمساز جوان و خوش ذوقی دارد که در صورت توجه و حمایت های بیشتر ، در آینده ای نزدیک می تواند حضور موثرتری در فضای حرفه ای سینمای ایران داشته باشد . فیلمسازی که بعد از ساخت چند فیلم کوتاه و مستند ، با اندک سرمایه شخصی و همراهی خانم فری ملک مدنی بعنوان تهیه کننده ، سختی های تولید فیلم بلند را به جان می خرد تا بتواند دغدغه های ذهنی اش که عمدتا به مشکلات و آسیب های زنان در جامعه ای با نگاهی مرد سالارانه می پردازد را به بهترین شکل تصویر نماید. با او در حاشیه اکران فیلم “زمانی دیگر ” در گروه هنر و تجربه درباره مشکلات تولید یک فیلم مستقل با سرمایه شخصی به گفتگو نشسته ایم

فیلمروز: قبل از اینکه بخواهیم وارد بحث و بررسی فیلم “زمانی دیگر” بشویم خیلی دوست دارم بدانم سینما از کی و چطور برای ناهید حسن زاده جدی شد ؟

ناهید حسن زاده: یادم میاد در دوران ابتدایی بودم که برادرم از زبان معلمش به من گفت: فیلم های چارلی چاپلین فقط برای خنده نیستن ، فیلمهای او پر از معنا و مفهوم هستند . من آن زمان فکر می کردم آخر چاپلین چه معنا و مفهومی میتواند داشته باشه ؟ این سوال هنوز هم درمواجهه با تصاویر در من بیدار می شود. وقتی در برنامه هنر هفتم که سالها پیش از تلویزیون پخش می شد شنیدم که اکبر عالمی می گوید که او فیلم روز شغال را ۱۲ بار دیده است ، از خودم پرسیدم چرا یک نفر باید ۱۲ بار فیلم روز شغال را ببیند ؟! اما بعد که توضیح داد فیلم را یک بار برای فیلمبرداری اش ، یک بار برای کارگردانی ، یک بار برای طراحی صحنه و … دیده است ، سینما برایم از روایت صرف یک قصه عبور کرد و دری به زندگیم گشود که جادوی مکاشفه در آن هرگز رهایم نکرد.
آن وقت فهمیدم سینما چقدر جذاب است . این بود که بعد از گذراندن دوره مامایی، به انجمن سینمای جوان رفتم و آنجا ثبت نام کردم و شروع کردم به ساخت فیلم مستند ، بواسطه شغلم ، با آدمهای متفاوتی روبرو می شدم و با سوژه های بسیاری نه از نگاه پزشکی بلکه مرتبط با درون مایه های انسان گرایی برخورد می کردم.
حضور آدم در کسوت یک درمانگر مثل نشستن در اتاق اعتراف هست ، ناگفته هایی از زبان زنان که در موقعیت های دیگر به راحتی شنیده نمی شود ، و این امکان همیشه برایم یک توفیق در شناخت چهره حقیقی مردم بود، در ادامه این ارتباطات در کنار علاقه ام به کتاب و ادبیات باعث شد سینما و بیان هنری آن برایم شکل جدی تری به خود بگیرد

صحنه ای از فیلم زمانی دیگر ساخته ناهید حسن پور

فیلمروز: سکانس ابتدایی فیلم “زمانی دیگر” به لحاظ اجرا یکی از تاثیرگذارترین سکانسهای سینمایی است.به نظرم در کمتر فیلمی می توان صحنه زایمان را با چنین جزییاتی سراغ گرفت. با توجه به اینکه به دنیا آمدن بچه ، مرکز ثقل فیلم و التهابات پیش رو را تشکیل می دهد و البته محدودیتهایی که برای به تصویر کشیدن چنین صحنه هایی که وجود دارد ، دوست دارم کمی بیشتر راجع به نحوه اجرای این صحنه بدانم

حسن زاده: به نظر من کل چکیده فیلم در همین سکانس ابتدایی است . به خاطر اینکه یک اتفاق جدید در یک اجتماع چرک و فضای گنگی که در آنجا وجود دارد محسوب می شود . چیزی شبیه یک انقلاب در سطح همان جامعه. فکر میکنم سابقه بودن در بیمارستانها باعث شد کمی راحت تر با مسئولان بیمارستان و مریض به توافق برسم. روز بیست و سوم فیلمبرداری بود که از بیمارستان تماس گرفتند که یک زایمان طبیعی در پیش دارند و ما هم خیلی سریع کار را رها کردیم و به بیمارستان رفتیم. با همه همکاریهایی که در آنجا با ما صورت گرفت ما محدودیتها و مشکلاتی داشتیم نباید برهنگی دست و پای مریض دیده میشد، و مهمتر اینکه ما امکان تکرار صحنه زایمان و قطع بندناف را هم نداشتیم و در این حالت مدیریت رفتار کسانی که در اتاق عمل بودند کار بسیار دشوار ی بود

فیلمروز: من در میزانسن های فیلم “زمانی دیگر” چه از نظر قاب بندی و چه از نظر تونالیته خاکستری رنگی که فضای فیلم را احاطه کرده ، نوعی علاقه و عشق به عکاسی و سینمای مدرن میبینم …

حسن زاده: من به عکاسی علاقه خاصی دارم و به تازگی پروژه ای را تمام کرده ام که قرار هست در یک نمایشگاه انفرادی دیده شود، همه دوستان من میدانند که من عاشق تارکوفسکی هستم ، هم از لحاظ قاب بندی ها و هم اندیشه های متعالیش . آنجا که میگوید نهایت هنر نیایش است، یعنی ریشه و خاستگاه امر شاعرانه و امر دینی هر دو یکیست .البته من هر کاری از هر کارگردانی که دیده ام و آن را دوست داشته ام ازش تاثیر گرفته ام مثل آنجلوپولوس. به نظرم هیچ کس به اندازه آنجلوپوس در سینما همزمان ریاضیدان و شاعر نبوده است. چرا که با کمترین دیالوگ ، بیشترین استفاده را از دوربین کرده و میزانسن های پیچیده و ورود و خروج بازیگران را به شاعرانه ترین شکل ممکن تصویر کرده است.

صحنه ای از فیلم زمانی دیگر

فیلمروز: انتخاب لوکیشن فیروزکوه و روستایی دورافتاده و برفی در کنار رنگ آمیزی سرد و خاکستری بسیاری از صحنه های فیلم ، انگار که به سردی روابط انسانها طعنه می زند ، این هماهنگی طراحی صحنه و فضای فیلم چقدر در این کار برایت اهمیت داشت؟

حسن زاده:اگر کارهای کوتاه من را هم دیده باشید متوجه می شوید طراحی صحنه برای من یکی از مهمترین عناصر فیلمسازی است .چون اگر فضاسازی بصری درستی در فیلم شکل نگرفته باشد ، فیلمبردار کار عجیب و غریبی نمیتواند انجام دهد . اعتقاد دارم به عنوان یک فیلمساز هر صحنه ای که می خواهی فیلمبرداری کنی ، باید تلاش کنی قابی از یک سیاره و جهانی دیگر را به مخاطب نشان دهی. در همین فیلم هم تلاش کردیم رنگها و تونالیته ها مناسب با فرم فیلم باشد البته با تمام کاستی هایی که در شرایط تولید داشتیم.

فیلمروز: بازیگرهای فیلم را چگونه انتخاب کردید؟

یک تعدادی از بازیگرهای ما هنرور بودند ، مثل مادربزرگ سمیه ( فاطمه مرتاضی ) که اتفاقا از هنرورهای پر کار هستند. سمیه را از بچه های خود فیروزکوه انتخاب کردیم که بعد از چند جلسه صحبت و عکاسی به نظرم مناسب آمد . البته اگر ضعفی در بازیگری میبینید به نوع تولید ما بر میگردد که به علت بودجه کم ، من مجبور بودم هم کارگردانی کنم ، هم تهیه کننده باشم و بدون دستیار کارگردان با بازیگرها هم هماهنگ شوم ، ضمن اینکه بازیگردانی واقعا کار سخت و دشواری است و به نظرم چالش برانگیزترین قسمت این نوع از فیلمسازی است.

فیلمروز: بازی سمیه یه جاهایی به روند فیلم ضربه میزند مثلا آنجایی که در سکانس پایانی به دنبال بچه خودش می رود ، هیچ حس مادرانه ای در چهره و بازی او نمیبینیم ، اینکه یک دختر ناگهان به مادر تبدیل شده است چندان در بازی سمیه قابل ردیابی نیست ، یا حتی در برخی میزانسنها مثل جایی که مادر سمیه میخواهد بچه را در آن مخروبه رها کند ، صحنه درگیری سمیه و مادرش چندان خوب از آب در نیامده …

کلا کاراکترهای فیلم زمانی دیگر آدم های سرد و غمزده ای هستند ، شاید اگر اینگونه نبود و سمیه با مادرش رابطه گرمتری داشت ، مسئله بارداری ناخواسته اش را زودتر با او در میان می گذاشت تا گرفتار چنان بحرانی نشود و از سوی دیگر مسئله احساسات سرکوب شده زنان رنجور فیلم هم هست، اضافه بر اینکه من علاقه ای به نمایش های احساساتی سانتی مانتالیسم هم ندارم . باید بگویم که ما نمیتوانستیم خیلی از پلانها را تکرار کنیم . فیلم را طی ۲۴ روز ساختیم با کلی پلان خارجی و لوکیشن های متعدد.این در حالی است که من حتی دستیار کارگردان هم نداشتم ، ما اگر فقط ۵۰ میلیون تومان پول بیشتری داشتیم می توانستیم ده روز دیگر فیلمبرداری را ادامه بدهیم و قطعا اتفاق دیگری برای فیلم می افتاد . ما با بودجه کمتر از صد میلیون این فیلم را ساختیم.

مجید پتکی و یاسمن نصرتی در نمایی از فیلم زمانی دیگر

فیلمروز: برخی صحنه ها چندان در مسیر اصلی فیلم و درامی که بوجود آمده است قرار نمیگیرد ، مثلا ما در صحنه ابتدایی فیلم همدلی و رفاقت سمیه و خواهرش را در قالب آماده شدن خواهر سمیه برای رفتن به مراسم عروسی میبینیم اما کمی بعد این روند بدون نشان دادن هیچ پیچش دراماتیکی به ناگهان تغییر کرده و خواهر سمیه با انزجار او را از خود می راند

من فکر میکنم نباید همه چیز را خیلی علنی نشان داد ، به نظرم رسید خواهر سمیه هم در اثر حرفهای مادربزرگ و خشونت های رفتاری پدر، متوجه اتفاقات ناگوار در خانواده شده و نسبت به آنها واکنش نشان می دهد ، هر چند در مسیر فیلمسازی تجربه خیلی به کمک کارگردان می آید تا بتواند به درستی ضعفهای خود را پوشش دهد. در کارنامه فیلمسازان بزرگ هم میبینیم که اغلب فیلمهای میانی آنها از فیلمهای اولیه شان ساختار روایی محکمتر و بهتری دارد و برای من هم ساختار “زمانی دیگر ” یک تجربه و اندوخته ارزشمند است .

فیلمروز: سوالی که برای من ایجاد شد اینه که چرا سمیه در همان ابتدا به اسم پسری که با او بوده اشاره نمیکند ؟! منطق روایی فیلم با اتکا به تعلیقی که در این پنهان کردن نام پسر شکل گرفته، این ذهنیت را بوجود می آورد که احتمالا شخص مهم و نزدیک به خانواده آنها بوده که فاش شدن نام او وضعیت را از این که هست بدتر میکند، اما فیلم ر این مسیر ما را کاملا نا امید میکند

نمیدانم شما چقدر با قربانیان تجاوز ارتباط داشتین؟

فیلمروز: تا به حال ارتباطی نداشتم

خب میدانید ، این دخترها در ابتدا دچار پروسه انکار می شوند ، یعنی خودش هم نمیخواهد باور کند که چنین اتفاقی افتاده است، برای همین هم هست که سیمه در فیلم، زمانی اعتراف میکند که پدر قصد کشتن او را دارد

فیلمروز: در فیلم ، این پنهان کاری سمیه بیشتر از اینکه ناشی از پروسه انکار باشد به نوعی محافظت از شخص خاص و موقعیت خاص خودش به نظر می رسد

درسته، سمیه فیلم ما پروسه خشم و انکار را از سر گذرانده و به مرحله افسردگی و پذیرش مصیبت نزدیک می شود. ضمن اینکه دخترها در آن سن و سال بعد از تجربه عشق واقعی به اولین مرد زندگیشان تن به روابط خاص می دهند، به همین دلیل سمیه همچنان امیدوار است که پسر برگردد و او و فرزندش را با خود ببرد.

فیلمروز: ایده بازگشت پدر به آغوش خانواده و مواجهه با تغییراتی که رخ داده ایده جذابی است که در فیلمهای مختلف سینمای جهان هم استفاده شده اما در فیلم زمانی دیگر ، صحنه های مثل رفتن پدر سراغ خانواده هم بند خود در زندان ، درام را از انسجام و تمرکز اصلی خود دور کرده است

ببین؟ خارج کردن این پلانها از فیلم کاری نداشت اما وقتی صحنه ای در فیلم می گذاریم که مثلا به پدر پیشنهاد کار می شود و او خیلی سریع می پذیرد یعنی اینکه او مرد لا ابالی و بی مسئولیتی نیست و واقعا بخاطر احساس مسئولیتش هم به زندان افتاده است . اینها بخشهای ظریف شخصیت پردازی قدیر ا‌ست. در فیلم هم این پروسه ها طی می شود تا تماشاگر و سمیه هر دو با هم به این نتیجه می رسند که این همان پدری است که می توان به او تکیه کرد که ما سعی کردیم جلوه اش را در صحنه پایانی فیلم نشان دهیم.

صحنه ای از فیلم زمانی دیگر

فیلمروز: اتفاقا سکانس پایانی فیلم به نقطه قوت آن بدل شده …

من وقتی فیلمنامه را می نوشتم به این پایان فکر کرده بودم ، اینکه سمیه به پدر اعتماد میکند و بچه را به خانواده دیگر می سپارد و همراه پدر در آن جاده باریک در میان درختان سرد و بی برگ به خانه بر می گردد.

فیلمروز: میدانم که “زمانی دیگر” را ابتدا با یک تهیه کننده و بازیگران حرفه ای کار کردی و بعد از چند روز به سرانجامی نرسیدی و کار نیمه تمام ماند ، فکر میکنید کار با تهیه کننده و عوامل حرفه ای چه مشکلات و موانعی پیش روی فیلمسازان جوان قرار می دهد ؟

من تقریبا با اکثر تهیه کننده های مطرح برای ساخت این فیلم جلسه داشتم . اما به نظرم در ایران ، تهیه کنندگان بیش از حد معمول در کار کارگردان دخالت میکنند. من پیشنهاد را از طرف هر شخصی باشد می پذیرم اما اینکه باید فلان کار را به فرموده تهیه کننده یا بازیگر حتما انجام بدهم برایم قابل پذیرش نیست .به هر حال بعنوان فیلمنامه نویس ، شخصیتهای فیلمم را بیشتر از هر کس دیگری می شناسم . من برای خلق شخصیت قدیر چندین فیلم مستند دیده ام ، چندین کتاب روانشناسی خوانده ام و ماه ها تحقیق کرده ام .به نظرم تهیه کننده حرفه ای باید کنار فیلمساز بایستد نه مقابل آن . چیزی که در سینمای ایران کمتر اتفاق می افتد.

 

گفتگو از : کمال پورکاوه

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن