اخبارسینمای جهاننقدنقد و یادداشتهمه مطالب

تصویر راز آمیز ترین انسان معاصر،نگاهی به مستند زندگی هنری دیوید لینچ

یادداشتی بر فیلم مستند ” زندگی هنری دیوید لینچ “

تصویر رازآمیزترین انسان معاصر

از زمانی که لوئیس بونوئل با آن ذهنیت عجیب و پیچیده اش تصمیم گرفت ، حرکت را به نقاشیهای سورئالیستی  اضافه کرده و،  تاریخ سینما را با تصاویر نابش در سگ آندلسی حیرت زده نماید ، هیچ فیلمساز دیگری  همچون دیوید لینچ را سراغ ندارم که با کمال گرایی بی حد و حصرش توانسته باشد مرزهای سورئالیسم را با آثارش وسعت ببخشد . خلق و خوی پیچیده و درونگرایی ذاتی بونوئل و لینچ ، همواره کنجکاوی مخاطب را برای شناخت دنیای ذهنی آنان بیشتر و بیشتر کرده است .و در این میان ، نمایش مستندی از زندگی هنری دیوید لینچ در جشنواره فیلم ونیز ، مهمترین خبری بود که میتوانست توجه مشتاقان سینما را به خود جلب نماید . خبری که میتوانست عطش ما را برای نزدیک شدن به دنیای ذهنی خالق آثاری چون ” شاهراه گمشده “ ، “ جاده مالهالند ” و “ امپراتوری درون ”  کاهش داده و به شناخت دقیقتری از او برساند .

دیوید لینچ در نمایی از فیلم

اما فیلم پیش رو با محافظه کاری هر چه تمامتر ، بدون هیچگونه کوششی برای ورود به دنیای ذهنی این راز آمیزترین انسان معاصر ، تنها به ارایه بیوگرافی مقطعی از زندگی او بسنده کرده و با فاصله کرفتن از معنای ساختاری ” مستند پرتره ” ، تماشاگر مشتاق آشنایی با دنیای ذهنی لینچ را ، دست خالی به خانه بدرقه مینماید.

 

گذشته انسان ، ایده ها را جادو میکند …

اولین نماهای فیلم ، دیوید لینچ را نشسته بر یک صندلی در کارگاه نقاشی  و خیره به خارج از کادر در حال سیگار کشیدن نشان میدهد .سکوت پر تعلیق حاکم بر صحنه که ساختار  بسیاری از فیلمهای لینچ را نیز تشکیل میدهد ، با صدای نریشن او در میان دود غلیظ سیگار ،می شکند : ” من فکر میکنم وقتی شما سراغ نقاشی کردن یا هر چیز دیگری میروید ، در واقع به سراغ ایده ها رفته اید ، گاهی گذشته میتونه اون ایده ها را جادو کنه و بهشون رنگ بزنه ، حتی اگه او ن ایده ها جدید باشن “.

این تاکید لینچ بر روی اتفاقات و وقایع گذشته که تمام ایده های امروز را تحت تاثیر قرار میدهد ، بلافاصله ما را به یاد فصل ابتدایی کتاب زندگینامه بوتوئل ،  ” با آخرین نفسهایم ” می اندازد که آنجا هم بوتوئل به نحو شگفت انگیزی بر اهمیت گذشته انسان که در قالب حافظه در ذهن جمع میشود تاکید میکند .”  آدم تا حافظه اش را ، گیریم فقط بخشی از حافظه اش را از دست ندهد ،نمیفهمد که آنچه سرتاسر زندگی را میسازد حافظه است . زندگی بدون حافظه زندگی نیست.حافظه ما همان انسجام ما و هماهنگی ما ، عقل ما ، عمل ما و احساس ماست. بدون حافظه ما هیچ نیستیم .

به نظر میرسد این دو اعجوبه  سینمای جهان ، رویکردی یکسان به زندگی و زیست خود داشته و دارند و فیلم مستند پیش رو کوشیده است ، زندگی لینچ را از کودکی تا جوانی و تغییر رویکرد و علاقه اش از نقاشی به فیلمسازی دنبال کند و در این میان از تصاویر بکر خانوادگی و فیلمهای خصوصی خانوادگی او نیز استفاده کرده است .لینچ در اتاقی تاریک که نور قرمز ملایمی در گوشه آن خودنمایی میکند ، درست شبیه فضای بسیاری از آثارش روی صندلی نشسته و با تمرکز و طمانینه مثال زدنی ، آرام و شمرده خاطرات دوران کودکی و جوانی اش را بیان میکند .لینچ برای بیان کودکی و گذشته اش ، چنان دقتی در انتخاب کلمات به خرج میدهد که به راحتی میتواند ما را در موقعیت عجیب ذهنی و روحی که داشته است قرار دهد . آنجا که لینچ جوان ، برای اولین بار و به شکلی ناخواسته زنی برهنه را دوان دوان با صورتی خونین در خیابان میبیند و چنان توصیفی از حیرت زدگی خود انجام میدهد که گویی انسانی از سیاره ای دیگر را ملاقات کرده است .

لینچ هر چند از روابط صمیمانه با پدر و مادرش حرف میزند و رفتار دلگرم کننده آنها را در موافقت با راه اندازی کارگاه نقاشی و رفتن به سمت و سوی هنر را عامل موفقیت خود میداند ، اما از ارایه هر گونه اطلاعاتی درباره شکل گیری روند سورئالیسم و ذهن گرایی در آثارش خودداری میکند .اینجا است که مستند زندگی هنری دیوید لینچ تنها به شرح بیوگرافی عملی لینچ از کودکی تا اغاز دوران فیلمسازی بسنده میکند و تماشاگر را از ورود به دنیای ذهنی او باز میدارد .

بر طیق توضیحات فیلم ، تنها این وسوسه لینچ در به حرکت درآوردن تصاویر نقاشیهایش است که او را به سمت انیمیشن و سینما میکشاند ، تا جایی که او حاضر میشود ضمن جدایی از معشوقه اش ، چند سالی از عمرش را در اصطبل یکی از استودیو های بزرگ هالیوود بگذراند تا بتواند مقدمه ساخت فیلمش را فراهم آورد.

به نظر میرسد برای اعجوبه ای چون دیوید لینچ ، تعهد به خود و دغدغه های ذهنی عجیبی که دارد ، از هر چیزی در این دنیا ارزشمند تر و والاتر است . شاید لینچ را بتوان جزء معدود هنرمندانی دانست ، که شباهت هولناکی به درونمایه و ساختار آثارش دارد و همین دلیل ساده است که  زندگی هنری او را از نقاشی تا سینما ، همواره در مسیری مشخص و رو به تکامل قرار داده است .

به این مطلب امتیاز دهید

0%

امتیاز کل

امتیاز کاربران: 3.28 ( 2 رای)
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن