سینمای ایرانفیلم کوتاهنقد و یادداشتهمه مطالب

نگاهی به فیلم های کوتاه جشنواره کاشان

 

۱-نرمش ساخته شاهین علیخان پور ( اصفهان) :

صحنه ای از فیلم نرمش

 

” نرمش”  با هدف ایجاد یک تعلیق از طریق حضور یک پیرمرد ناشناس به خانه تازه اجاره شده توسط پسری دانشجو آغاز شده و در میانه ، با پر گویی هایی که فیلم را از مسیر اصلی خود دور میسازد ، کسالت را جایگزین تعلیق کرده است .ایده حضور فردی مرموز و ناشناس که با حضور تحمیلی خود زندگی را برای صاحبخانه سخت مینماید ، ایده مناسب و جذابی برای فیلم کوتاه به نظر میرسد اما متوقف ماندن در ایده اولیه و گسترش نیافتن آن ایده در متن و بطن اثر باعث بکارگیری سکانس های نبوغ آمیزی چون پیتزا خوری در حمام شده است که به جای گروتسک بودن ، مضحک جلوه مینماید. دیالو گهای طولانی ردو بدل شده میان پسر خجالتی( که بازی بازیگرش معنای جدیدی به عبارت افتضاح بخشیده است ) و پیرمرد ، بر سر شباهت زن و پیتزا که در نهایت منجر به افشای رابطه پیرمرد و همسرش میشود ، همانند سکانس انتهایی فیلم که خنده تماشاگر را با خود به همراه دارد ، گویای وضعیت ریشخند آمیز سینمایی است که همواره در سطح ماندن را به دریافت های عمیق  ترجیح داده است.

 

۲-عوارض خروج ساخته محمد نجاریان دارایان( تهران) :

صحنه ای از فیلم عوارض خروج

یکی از مهمترین مضامین تکرار شونده در فیلم های این دوره از جشنواره که در آثار بسیاری از فیلسازان جوان دیده میشود اشاره به مضامینی چون تنهایی، یاس و نا امیدی از سر تکرار  است که اغلب با اشاره به روند یکسان ساعات و روزهای زندگی شخص ، خود به دام همان تکرار و کسالتی می افتد که قصد باز نمایی آن را دارد .

عوارض خروج با تکیه بر مرد جوانی که با گوش دادن به کتاب های  صوتی آموزش زبان انگلیسی ، سودای رفتن به خارج از کشور را در سر می پروراند با زنی فالگیر آشنا میشود که به او قول میدهد میتواند بدون پول و پاسپورت او را سوار هواپیمایی برای عزیمت به خارج از کشور نماید .فیلم در بستر یکی از ایستگاه های اخذ عوارض بزرگراه میگذرد که تنها ارتباطش با شخصیت اصلی فیلم ، همپوشانی اش  با سودای رفتن به خارج از کشور مرد جوان است .مشکل عمده فیلم شاید در گسترش همان ایده ای باشد که فیلمساز در پی بیان آن است . حضور نظافتچی افغانی با  دیالوگ های عصا قورت داده ای چون :” برای بهتر زندگی کردن باید یاد بگیری قشنگ خرف بزنی .” و زن فالگیری که با مطرح کردن حرف های بیهوده ای چون میزان کاغذ مصرفی ایستگاه عوارضی و در دسرهای بازیافت آنها ، تمرکز و نزدیکی به شخصیت و تم اصلی داستان را از فیلم گرفته و باعث شده که ایده های هوشمندانه ای چون تخم گذاشتن پرنده های نر ، چندان به چشم نیایند .

تقابل تلخ واقعیت و خیال پردازی  در پیام انتهایی فیلم که فیلمساز زندان را تنها جایی میداند که در آن غذا ، لباس و رختخواب مجانی به آدم میدهند ، با رویکرد طنز و دعوای نچسب و ساختگی ارائه شده چندان تاثیر گذار به نظر نمیرسد.

۳-درخت زیتون سعد  ساخته احمد زایری (تهران):

صحنه ای از فیلم درخت زیتون سعد

یکی از بهترین و حرفه ای ترین فیلم های جشنواره امسال بی شک مربوط به فیلم درخت زیتون سعد با کارگردانی سنجیده احمد زایری است . یک غافلگیری تمام عیار در میان سیل فیلم هایی که از معنی تام و تمام فیلم کوتاه به دور هستند . احمد زایری با آن میزانسن های سنجیده اش و ارتباط کاملا ملموسی که از مراقبت های یک زن از فرزندش ارائه می دهد یک کلاس درس تمام عیار برای فیلمسازان جوان به شمار می رود .داستان پسر بچه ای سوری که در اثر برخورد خمپاره در شهر زخمی و نابینا شده و به دلیل ناتوانی اش خودش را در خانه حبس میکند و از دوستانش گریزان میشود ، داستانی است که میتوانست با نگاه کلیشه ای حاضر در اکثر فیلم های این دوره به راحتی به فراموشی سپرده شود ، اما هوشمندی احمد زایری در کنار شناختش از سینما و توانایی های در خور اعتنایش در میزانسن های سینمایی باعث شده که درخت زیتون سعد یکی از بهترین فیلم های این دوره از جشنواره باشد .استفاده ماهرانه فیلمساز از صداهای خارج از کادر و پنجره ای که راه ارتباطی خانه را با اتفاقات بیرون فراهم می آورد و صدای برخورد توپ بازی بچه ها به شیشه که پسر نابینا به گمان وقوع یک حمله موشکی دیگر ، هراسان به زیر تخت میخزد  ، نشان از شناخت فیلمساز از مدیومی دارد که در حال کار با آن است .صحنه جذاب بازی اسم و فامیل بچه های کوچه که صدایشان از طریق پنجره به گوش پسرک نابینا میرسد و او هم سعی میکند با نام بردن از اشیا و حیوانات به نوعی با صدایش در بازی آنها شرکت کند ، در کنار صدای بازی فوتبال بچه ها در کوچه که پسرک نابینا از طریق مادرش ، نقش مربی را بازی کرده  و منجر به برد تیم میشود ، از سینمایی ترین لحظاتی است که تنها از شناخت مدیوم می آید.

سکانس انتهایی و تکان دهنده فیلم که تمام تصورات ما را بعنوان تماشاچی از موقعیت موجود به هم میریزد ، اوج مهارت فیلمساز در به کار گیری میزانسن های سینمایی را به نمایش می گذارد. آنجا یی که پسرک نابینا از دالان تاریک خانه گذشته  و در میان گرد و خاک و غبار خیابان، تماشاگر را برای اولین بار با فضای خارج از خانه آشنا میسازد.طراحی صحنه در خور اعتنای فیلم در کنار تصویربرداری متناسب آن که رنگهای چرک و مرده خانه را در کنار نورپردازی لو لایت ، همپای با درونیات پسرک نابینا به تصویر میکشد ، از آن دست نکاتی است که در فیلم های امسال کمتر به آن توجه شده است .

پینوشت: حالا شاید بتوانیم عملکرد سازمان فرهنگی هنری اوج را بعنوان تهیه کننده این فیلم کوتاه ،در توجه بیشتر به زبان سینما بیشتر و بهتر درک نماییم .فیلم هایی که با ایده مشخص و پرداخت در خور اعتنا سازندگانش میتوان به رشد و اعتلای سینمای ایران کمک کند

 

نوشته کمال پورکاوه

به این مطلب امتیاز دهید

0%

امتیاز کاربران: اولین نفر باشید!
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن