تئاترنقد و یادداشتهمه مطالب

نگاهی به نمایش “چراغ آخر” نوشته شاهین کهن و کارگردانی ثمر امین پور

سایت تحلیلی خبری فیلمروز: فریادهای توام با بغض و اشک دخترکی نوجوان که پشت چراغ قرمز خیابان ها مشغول گلفروشی است و از قضاوت های غلط اطرافیانش به تنگ آمده است ، عنصر مناسبی برای ورود به دنیای تلخ و تاریک کودکانی است که بیش از هر قشر دیگری در این جامعه در معرض آسیب ها و خطرات گوناگون قرار دارند. کودکانی که حتی نزد پدر و مادر و معشوقه خود نیز از اعتبار و اعتماد چندانی برخوردار نبوده و تنها راه اثبات بی گناهی شان ، طناب داری است که به تلخی به گردنشان آویزان می شود .

نریمان حیدری در صحنه ای از نمایش چراغ آخر

نمایش “چراغ آخر” نوشته شاهین کهن و کارگردانی ثمر امین پور که در تالار همای سعادت به اجرا رفته است با نگاهی به معضلات جامعه امروزه و با اتکا به آسیب های کودکان کار ،  آنچنان روایت تلخ و تاریکی از سرنوشت آنان ارائه میدهد که تراژدی را همچون مقوله ای از پیش تعیین شده،  در سرنوشت  شخصیتهایش گریز ناپذیر جلوه میدهد .ثمر امین پور با اتکا به بازیهای نور و تاریکی در میزانسن های نمایش و صحنه ای که حتی بازیگرانش را هم سیاه پوش جلوه میدهد ، می کوشد فضای تلخ روابط میان انسانها و آسیب هایی که مدام انتظار کودکان کار را می کشد به خوبی ترسیم نماید .

چراغ آخر ضمن خلق فضایی تلخ از وضعیت کودکان کار ، توانسته است بازیگران جوان اما با استعدادی را هم به دنیای تئاتر معرفی نماید .کافیست به آهنگ صدا و بغضی که در لحن بیان کاراکتر های نمایش موج میزند ، دقت کنید تا پی به استعداد جوانانی ببرید که در سالن های کوچک این شهر ، با تمامی وجود و  بی هیچ ادعایی هنر خود را به رخ می کشند . شاید در این بین ، این متن نمایش “چراغ آخر” باشد که علیرغم کوششی که در ترسیم فضای زندگی کودکان کار داشته است با اضافه گوییهای بی ربط به پیشبرد درام و شخصیت پردازی کاراکترها لطمه زده است .حضور یک راوی که درابتدای نمایش مشغول تعریف گشت و گذار خود با دوست جوان خود است و بعدها هم در جای جای نمایش ظاهر شده و توضیح واضحات می دهد ، نه کمکی به شناخت تماشاگر از شخصیتها (به خصوص کاراکتر مسعود) میکند و نه میتواند در این بین به درام پیش رو گرهی افکنده یا مشکلی را حل نماید .

ثمر امین پور در نمایش چراغ آخر

شخصیت دنیا ، با فاصله گرفتن از ادبیات  دیگر کاراکترهای نمایش به جای برقراری دیالوگ و تاثیر گذاری بر شخصیتهای دیگر، مدام مشغول صدور جملات قصار و بیانیه هایی مانیفست وار از تلخی روابط دختر و پسری امروزی است . بیانیه هایی که جز مزاحمت برای پیشبرد درام ،کارایی چندانی در متن پیدا نمیکنند .غیاب شخصیتهای تاثیرگذاری همچون پدر زری (که باعث نابودی خانه می شود ) و آق ذبیحی و یدی ( بعنوان مافیای کودکان کار که سرنوشت تک تک آنها را رقم میزنند) ، متن را از ترسیم بهتر فضای زندگی این قشر از جامعه دور ساخته است .

به نظر می رسد ،نمایش “چراغ آخر” جزء معدود اجراهایی است که تیم جوان آن با اتکا به شور و اشتیاقی که از خود نشان میدهد، توانسته است از متن پیش رو پیشی بگیرد و در طی مدت اجرا تماشاگر را با خود همراه سازد .

 

نوشته : نرگس شجره

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن