اخبارسینمای ایراننقدهمه مطالب

پیچیده گوییهای کارگردان فرم گرا

یادداشتی به بهانه اکران فیلم " هجوم "

یادداشتی به بهانه اکران فیلم هجوم

پیچیده گوییهای کارگردان فرم گرا

نمایی از پشت صحنه فیلم هجوم

جرج اورول ، بلید رانر ، ماتریکس ، کنت دراکولا ، دیوید لینچ ، کافکا ، دیوید کراننبرگ ، موریس اشر ، جهان هولوگرافیک استیون هاوکینگ ، مولوی ، دکتر هو ، سیمرغ و …شاید گمان کرده باشید سیاهه فوق ، سرفصلهایی مهم از کتابی قطور است که مقالات مفصل و پیچیده اش قرار است رازهای نامکشوفی از حیات هستی و جهان سینما و ادبیات را برای خوانتدگانش آشکار نماید . اما واقعیت این است که کلمات فوق تنها از دل یک نوشته ، از جانب یک منتقد قدیمی در توصیف فیلم تازه به اکران در آمده ” هجوم ” ساخته شهرام مکری به نگارش در آمده است که با اتکا به نامها و اسامی برده شده ، بتواند به زعم خود پیچیدگیهای فیلم را توضیح دهد .شاید اگر شما هم مخاطب جدی و پیگیر سینما بوده باشید در مواجهه با فیلمی مثل ” هجوم ” ، به تعدادی از اسامی برده شده بر خورد کرده باشید و بنا به توصیه منتقدان و هواداران ، کلید ورود به دنیای ” هجوم ” را فهم و شناخت سینمای دیوید لینچ دانسته باشید .اگر در این مسیر راحت طلبی و تنبلی همیشگی را کنار گذاشته و بخواهید بی اعتنا به حرفها و گفته های هواداران ، دوباره فیلمهای دیوید لینچ و داستانهای کافکا را مرور کنید ، به اصالتی شگفت آور از زندگی و آثارآنان دست پیدا خواهید کرد که به راحتی قادر خواهید بود فاصله زیاد میان نسخه های جعلی ای چون ” هجوم ” را از نسخه های اصیل تشخیص دهید .

هجوم

پیچیدگی ، در برابر پیچیده نمایی :

اولین نکته اسنادی که منتقدان و هواداران ما را بر آن داشته، ” هجوم ” را با ساخته های دیوید لینچ مقایسه کنند ، پیجیدگیهای فرمی و روایی است .اما چرا لینچ و یا موریس اشر علیرغم پیچیدگیهای ساختاری در آثارشان ، موفق به خلق فضایی غریب و ذهنی میشوند اما شهرام مکری برای خلق پیچیدگی ، چاره ای جز تصنع و کپی برداری نمی یابد؟ شاید جواب سوال را نه در فیلمهای روی پرده که درخصوصیات شخصیتی خالق آن آثاربتوان جستجو کرد .جایی که شخصیت واقعی هنرمندانی چون ، لینچ ، اشر ، بونوئل و دالی، آنقدر پیچیده و متفاوت است که به شکلی طبیعی به آثارشان نیز راه پیدا میکند .دیوید لینچ پیش از آنکه به سینما علاقمند باشد ، با نقاشیهای عجیب و متفاوتی که از دنیای ذهنی اش الهام گرفته است مطرح میشود .حتی سبک زندگی و مدل ارتباطات اجتماعی آنها ، چنان متفاوت از سایر اقشار جامعه است که خلق آثاری چون شاهراه گنشده و جاده مالهالند را از او گریز ناپذیر جلوه میدهد . انگار که آثارشان از یک جوشش درونی نشات گرفته و به شکل طبیعی نیز به ثمر مینشیند .حال کافی است نگاهی به فعالیتهای غیر سینمایی شهرام مکری بیندازید تا تفاوت پیچیدگی را با پیچیده گویی دریابید .احتمالا اگر پای تلویزیون نشسته باشید و وسط یک برنامه در حال پخش ،به تیزر تبلیغاتی ای از فلان اپراتور تلفن همراه و یا  بمان تولید کننده مایع دستشویی برخورد کرده باشید با آخرین دستاوردهای شهرام مکری و همکارانش مواجه شده اید . در فضای تبلیغات که هر چیزی برای فروش بیشتر، تعریف و تنظیم میشود ، این تصنع و اغراق است که با چاشنی کپی برداری میتواند نام شخص را بر سر زبانها بیندازد اما وقتی پای هنر به میان می آید ، این اصالت است که گوی سبقت را از آثار جعلی میرباید .در سرزمینی که مدرنیته را به ظواهری چون موبایل آیفون و ماشین شاسی بلند محدود کرده است ، پیچیده گوییهای نامفهوم پست مدرنیستی ، هواداران مرعوب شده بسیاری می یابد .بی دلیل نیست که در ایران تعداد هواداران مباحثی چون مطالعات میان رشته ای و اسلاوی ژیژک از خود اروپا بیشتر است .

نویسنده :نرگس شجره

به این مطلب امتیاز دهید

امتیاز کاربران: 5 ( 1 رای)
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن