جشنواره فیلم فجرسینمای ایراننقد و یادداشتهمه مطالب

یادداشت های جشنواره ۳۷: نگاهی به فیلم سال دوم دانشکده من ساخته رسول صدر عاملی

 

سایت تحلیلی خبری فیلمروز:بعد از نمایش فیلم نفس عمیق و با اتکا به توافق جمعی بسیاری از منتقدان و مخاطبان که پرویز شهبازی را خوش فکر ترین پدیده معاصر فیلمنامه نویسی ایران معرفی می کرد، به سختی می شد که از حفره های فیلمنامه در فیلمی چون نفس عمیق و نوشته های بعدی شهبازی در آثاری چون به آهستگی و خانه دختر  سخن به میان آورد

اهمیت پرویز شهبازی بودن :

۱-بعد از نمایش فیلم نفس عمیق و با اتکا به توافق جمعی بسیاری از منتقدان و مخاطبان که پرویز شهبازی را خوش فکر ترین پدیده معاصر فیلمنامه نویسی ایران معرفی می کرد، به سختی می شد که از حفره های فیلمنامه در فیلمی چون نفس عمیق و نوشته های بعدی شهبازی در آثاری چون به آهستگی و خانه دختر  سخن به میان آورد.در جایی که درج نام پرویز شهبازی در تیتراژ هر فیلم، برای اهل سینما نوعی اعتبار برای آن اثر به شمار می آید، فضای موجود اجازه هر گونه بازنویسی دست نوشته های او را از فیلمساز گرفته و دست و پای او برای هر گونه تغییری می بندد.به نظر می رسد” سال دوم دانشکده من” آخرین ساخته رسول صدر عاملی درست  باید از همین نقطه ضربه خورده باشد. جایی که حفره های بزرگ فیلمنامه، حتی با کارگردانی روان صدر عاملی نیز قابلیت چشم پوشی پیدا نمی کنند.

۲-پرویز شهبازی در ابتدای فیلمنامه سال دوم دانشکده من، چندین و چند ایده را در اثر مطرح کرده و تماشاگر را برای بسط و گسترش همان ایده ها و به سرانجام رسیدنشان به انتظار میگذارد، اما در کمال شگفتی آنچنان خود را بی حوصله نشان میدهد که تمام آن ایده ها را رها کرده و به موضوعات دیگر می پردازد. از ایده اثاث کشی و جا به جایی خانواده مهتاب تا سفر بی مورد دانشگاهی به اصفهان ( که در غیاب کارکرد دراماتیک تنها به نگاهی توریستی از جانب فیلمساز بدل شده است) در کنار ایده های ناپخته ای چون مصرف قرصهای اعتیاد آور و پدر و مادری که تنها واکنش آنها، نگرانی به سبک سریالهای درجه ۲ تلویزیون و ارائه دیالوگهای نخ نمایی چون ” من هر کاری لازم باشه برای بچه ام میکنم ” است ، باعث شده که زبان گویای صدر عاملی که در آثار پیشین او همچون من ترانه ۱۵ سال دارم و دختری با کفشهای کتانی به راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می کرد ، در اینجا الکن و نامفهوم به نظر برسد.بی اعتنایی شهبازی به شخصیتهای اصلی فیلمنامه و رابطه میان آنها( ارتباط میان مهتاب و نامزدش و مهتاب و خانواده اش ، مهتاب و نامزد آوا که تنها به گشت و گذارهای خیابانی ختم می شود) باعث شده که مخاطب همراهی چندانی را با روند فیلم و دغدغه های کاراکترهایش نداشته باشد

یادداشت های جشنواره ۳۷: نگاهی به فیلم سال دوم دانشکده من ساخته رسول صدر عاملی
صحنه ای از فیلم سال دون دانشکده من

۳-به کما رفتن دختر نوجوان و توصیه پزشکها برای صحبت با بیمار به کما رفته که مستقیما از فیلم درخشان پدروآلمودوار (با او حرف بزن) می آید، خوشبختانه در اینجا کارکرد مناسبی برای ارائه اطلاعات وقایع پیش آمده و دسترسی به درونیات کاراکتر مهتاب پیدا میکند.سکانس های ورود مهتاب به اتاق دوست همکلاسی اش و صحبت با او درباره وقایع روزمره.مجالی به رسول صدر عاملی می دهد که در سایه سالها تجربه تصویر سازی ، از همکار فیلمنامه نویسش پیش افتد و با خلق یک میزانسن بیانگر،معادل تصویری مناسبی برای ارائه فضای رابطه دو کاراکتر اصلی خودش ارائه دهد: مهتاب وارد اتاق شده و با نگاهی به جسم بدون حرکت دوست قدیمی اش کنار او روی تخت دراز می کشد و یکی از گوشی های هدفون را داخل گوش دوستش گذاشته و صدای ضبط شده خودش را پخش میکند. در این حالت دوربین آرام آرام به آنها نزدیکتر شده و چهره دو دوست را در قاب میگیرد. قطع کارگردان به نیم رخ دختر به کما رفته که در اثر حرفهایی که شنیده قطره اشکی از چشمانش سرازیر می شود، از آن دست نماهای تاثیرگذاری است که ما را همچنان به تصویر سازیهای کارگردان اثر امیدوار می سازد.

نوشته کمال پورکاوه

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
بستن